حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
75
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
در تورات يهود ، اسم مسقط الرأس « حضرت ابراهيم » را « كوثا » ضبط كردهاند ، ولى « كوثا » از قراى « بابل » است . قبر حضرت « ايوب » عليه السلام و « جابر الانصارى » و « ابوعبيدة الجراح » از اصحاب رسول و « بديع الزمان همدانى » و « مسعود الخراسانى » ، از معارف رجال در آنجا مدفوناند ، مقابر ايشان زيارتگاه انام است . در قديمالايام ، آتشكده بزرگ « مجوسان » در اين شهر بود ، از تمام ممالك ، آتش پرستان هر سال ، زوّار زياد به اين شهر آمده ، در اين « آذركده » به آتشِ فروزان ، پرستش مىكردند . اين شهر در زمان « رومانيان » مدتى پايتخت بود ، و صد سال قبل از ميلاد ، « پرنسهاى » معروف و ملقب به « آبقار » ، قرب چهار صد سال در اينجا حكومت كردند . نام اين شهر در كتب تواريخ قديمهء اسلام « رحبه » و « رقه » و « رها » است . اهالى اين شهر به شجاعت مشهوراند ، دين عيسى را پيش از همهء اهالى ممالك ، اهالى « اورفه » گرويدند . « عين خليل الرحمن » به نام نهر ، كه چشمهاش در جنب قلعه است ، از زير قلعه داخل در حوض كبيرى كه از سنگ تراشيده ساختهاند ، و طولش صد ، و عرض آن هفتاد ذرع شده ، تمامى باغات و مزروعات را اروا و اسقا « 1 » مىنمايد . خانقاهى كه « سلطان سليمان قانونى » ، از براى فقراء و دراويش و ابناى سبيل بنا كرده ، امروز هم معمور است . در اين خانقاه بيش از سيصد نفر هر روز اطعام مىشوند . دو ستونى است از سنگ ، كه در يك برج قلعهء مذكوره نصب كردهاند ، و قرب سى ذرع از يكديگر فاصله دارند ، اهالى برآناند كه اينها ، دو ستون منجنيق « نمرود » است كه « حضرت ابراهيم » را ، به همان منجنيق به آتش انداخت ، جماعتى از فضلا و ادبا و شعرا منسوب به اين شهر است ، على الخصوص « نابى » كه « سلطان الشعراى روم » است ، يكى از پرورش يافتگان اين شهر است . « 2 »
--> ( 1 ) - آبيارى ( 2 ) - منزل بيست و دوم نيز به نام « اورفه » آمده بود كه به دليل ارتباط و پيوستگى مطلب با منزل بيست و يكم يك جا ذكر گرديد .